X
تبلیغات
مسائل آموزشی فرهنگی - مقاله نقش مدرسه در سلامت رواني دانش آموزان
جمعی از نویسندگان مجرب و با استعداد استان آذربایجان شرقی

نقش  مدرسه در سلامت رواني دانش آموزان

آموزش و پرورش و به عبارتي ديگر مدرسه يك نظام صد در صد انساني است كه عامل انساني هيچ سازمان ديگري مانند كارخانه و يا حتي بيمارستان به اندازه مدرسه نمي باشد.( مير كمالي ، سيد محمد 1376)

كار اصلي مدرسه انسان سازي در دو بعد اصلي مدرسه و روح يا روان معني دارد . حفظ سلامت رواني يا بهداشت رواني دانش آموزان كار اساسي مدرسه است . مدرسه جاي انسان سازي و سالم سازي انسانهاست . هر جامعه اي از مدارس خود انتظار دارد كه افراد با شخصيت ، متعادل ، سازگاري ، با عاطفه ، اجتماعي ، با اعتماد به نفس ، مسئوليت پذير ، منطقي و عادل بار آورد . همه اينها منوط به وجود روابط ، شرايط و محيط              سازمان يافته و مناسب از طريق اعمال مديريت و رهبري درست در سازمان مدرسه مي باشد .مدرسه بايد بتواند انسانهاي سالمي تربيت كند كه به قول كينز برگ دانش آموزان و فارغ التحصيلان به عنوان اعضاي جامعه بتواند بر خود و محيط خود با مهارت تسلط داشته باشد و سه فضاي اساسي زندگي يعني عشق ، كار و تفريح را به درستي و به طور منطقي هدايت كنند .( ميلاني فر ، بهروز،1370)

كودكان از شش سالگي به مدرسه ميروند و وقتي از آنجا بيرون مي آيند بزرگسال شده اند . در اين مدت طولاني آنها با انواع مختلف تجربه ها آشنا مي شوند : برخورد با بزرگتر ها ، بازي با بچه هاي ديگر ، كار        گروهي ، شكست ، موفقيت ، در گيري با همكلاسيها ،معلمان ،... بنابر اين ، انتظار اين است كه مدرسه ، بر بهداشت و سلامت رواني دانش آموزان اثر بسيار عميق داشته باشد. ( گنجي ، حمزه ، (1376)،

كار اساسي سازمان آموزشي يا مدرسه تربيت انسانهاي سالم است كه منظور از انسان سالم همان ساختن شخصيت سالم است ردل و اتنبرگ گفته اند كه اكثر دست اندر كاران تعليم و تربيت اعتقاد دارند كه تربيت و بارآوردن يك انسان با شخصيت سالم از آموزش او بسيار پر اهميت تر است  آنها مي گويند ، انسان               دانش آموخته ، ولي بدون شخصيت سالم ، قدرت و شعور استفاده از آن فاقد ارزش است .( مير كمالي )         سعيد شاملو آنقدر به بهداشت رواني در مدرسه و تعليم و تربيت اهميت مي دهد كه تعليم و تربيت را مترداف با بهداشت رواني مي داند و مي گويد تعليم و تربيت و بهداشت رواني از جنبه نظري هدف واحدي دارند ، يعني هر دوي آنها هدفشان ساختن آدمها ي سالم ، مفيد و خوشبخت است .( شاملو ،1362)به عبارت ديگر ، اگر آموزش و پرورش ادعا كند كه كارهاي زيادي روي انسانها و براي انسانها انجام مي دهد ، ولي نتواند ثابت كند كه انسانهايي سالم و با شخصيت تربيت مي كند ، مي گوييم از اصل وظيفه و رسالت خود در مانده است .   

براي آن كه بتوانيم يك آموزشگاه اثر بخش را از تربيت انسان سالم بشناسيم و مورد ارزيابي قرار دهيم، در درجه اول بايد بدانيم كه شخصيت سالم چه ويژگي هايي دارد . بر پايه پژوهشهاي و اظهار نظر هاي دانشمندان در منابع مختلف برخي از نشانگر هاي شخصيت سالم يا نشانه هاي وجود بهداشت رواني در افراد مانند           معلمان ؛ دانش آموزان و مديران به شرح زير است :

توان برقراري رابطه با ديگران : انسان سالم به عنوان يكي از نيازهاي اساسي خود ميل به برقراري روابط انساني با افراد ديگر تحت عنوان دوستان ، همكاران ، نزديكان و غيره دارد . احساس تعلق به ديگران و تعلق ديگران به خود و احساس مالكيت از نيازهاي انسان است و هر شخص سالم دوست دارد كه كسي را دوست بدارد و كسي او را دوست داشته باشد روابط نزديك و صميمانه سبب ارضاي نيازهاي رواني انسان   مي گردد . رابطه  مطلوب از نگاه معمول تا ساير رفتارهايي كه حاكي از صميميت و صفا و احساس تعلق باشد ، به فرد عزت حرمت و امنيت مي بخشد . كارل راجرز به رابطه سالم اهميت خاصي ميداد و معتقد بود كه   مي توان افراد         ناسالم را با رابطه در ماني بهبود بخشيد .رابطه درست رابطه ا ي همراه با بي ريايي ،درك توام با فهم ديگري و مثبت نگريستن به طرف مقابل مي باشد(ثنائي ، 1362).

 كناره گيري و انزوا يكي از مكانيزم هاي دفاعي انسان در حال تعارض است و كساني كه بدون علت خاصي مانند نياز به مطالعه و منزوي به عبارتي  مردم گريزند دچار بيماري رواني مي باشند .براين اساس اگر معلمين يك مدرسه دانش آموزان خود را دوست بدارند و دانش آموزان نيز به معلمين علاقه نشان دهند و ارتباط بين مدير و معلمان دوستانه و همراه با احترام باشد ، از بهداشت رواني برخوردار ند . در چنين مدرسه اي ، معلمين همديگر را دوست مي دارند و در آنها احساس تعلق و وابستگي وجود دارد . معلمين اين مدرسه به                     دانش آموزان روشهاي دوست داشتن يكديگر را مي آموزند و جوي از صميمت و همدلي در مدرسه بوجود مي آيد .( مير كمالي )

توان ارزيابي از خود : افراد سالم خود را مي شناسند و جود خود را با همه محدويت ها و جنبه ها ي مثبت و منفي مي پذيرند . اگر كسي بر اثر مطالعه ويژگيهاي خود بداند كه چه توانائي ها يا استعداد هايي            دارد ، بدون شك در بكارگرفتن آنها موفق خواهد بود . بالعكس كساني كه استعداد هاي  خود را نمي شناسند و  نمي دانندكه از عهده بعضي از كارها برنمي آيند ، در مراحل كار و زندگي شكست مي خورند . اصولاً موضوع هدايت تحصيلي و شغلي براي شناخت انسانها و توانائي هاي هاي آنهاست .اگر يك آموزشگاه در دوره راهنمائي تحصيلي از طريق تستها، مشاهدات و بكارگيري نيروهاي جسمي و ذهني دانش آموزان          استعدادهاي دانش آموزان را بشناسد و با كمك اولياء آنها رادر رشته هاي تحصيلي مناسب و مشاغل منطبق با استعدادهاي آنها قرار دهد ، به نسبت سلامت رواني آنها راتضمين كرده است .نگرش درست به خود و مخصوصاً داشتن نگرش مثبت به خود توانائي هاي خود از جنبه هاي مهم بهداشت رواني دردانش آموزان است . مدرسه بايد سعي كند دانش آموزان را با برنامه ريزي در مسير شناخت خود و بدست آوردن نگرش مثبت نسبت به خود قرار دهد . معلمان و مديران به خوبي مي دانند كه موقعيت ها و شكست هاي آتي              دانش آموزان وابسته به همين نگرشهاست.

داشتن عواطف و احساسات متعادل : شخص سالم كسي است كه بتواندعواطف و احساسات خود را در زمان لازم به ديگران و نسبت به محيط نشان دهد . خوشحالي ، غم ، تنفر ، دوست داشتن ، طرفداري ، دوري     گزيدن ، عصبانيت ،علاقه و نظاير آن به مصادق عواطف انساني هستند . هر فرد طبيعي از موقعيت هاي ناخوشايند و كسي كه به او توهين روا مي دارد عصباني مي شود و ابراز انزجار مي كند . اما مساله است اين است كه پرخاش ، عصبانيت يا تنفر در چه حدي باشد تا اثر مطلوب داشته ودر عين حال سبب آسيب رسانيدن به خود فرد نشود. تعادل عاطفي  يعني توان كنترل خود و ابراز عواطف و احساسات به اندازه اي كه ضرورت دارد . كساني كه به سرعت و اكثر مواقع عصباني مي شوند و يا از افراد ديگر تنفر دارند ، افراد سالمي نيستند .  ( پور مقدس1367).مدرسه ممكن است ضمن آموزش هاي خود به شكل هاي مختلف راههاي نشان دادن عواطف و احساسات را نسبت به دروس ، همشاگردان ، معلمان ، جامعه و غيره به دانش آموزان نشان دهد . معلماني كه عكس العمل هاي شديد عاطفي نسبت به جامعه و كشور نشان مي دهند،در حقيقت ، بچه ها را از دوست داشتن جامعه خود محروم مي سازند .مديري كه به سرعت و با بي پروائي نسبت به رفتار دانش آموزان عكس المعل نشان مي دهد نمي تواند الگوي مناسب عاطفي را به ديگران نشان دهد . مدرسه ، كلاس و معلم مي توانند بچه ها را به شدت عاطفي و يا بي عاطفه بارآورند زياد عاطفي بودن فرد را از تفكر و منطقي بودن باز مي دارد . بالعكس ، بي عاطفه بودن سبب از دست دادن  لطافت هاي انساني مي گردد . ( مير كمال ).

داشتن اعتماد به نفس و احساس كفايت : اعتماد به نفس داشتن نگرش مثبت به تواناييهاي خودمي باشد كه رابطه تنگاتنگي با احساس كفايت دارد . پژوهشها نشان مي دهد كه افرادي كه در گذشته تجربيات مثبت و مطلوبي از موفقيت در كارها و برنامه هاي خود داشته باشند ، به خود اميدوارند و احساس كفايت مي كنند اين افراد با اعتماد كامل دست به كار مي زنند و با تمركز بر كار و با كوشش مستمر به طور موفقيت آميز كار را به پايان مي رسانند . اين كه كسي به خود و توانايي هاي خود اعتماد داشته باشد و بگويد كه من مي توانم اين كاررا انجام دهم و مشكلات را از پيش پا بردارم حاكي از داشتن بهداشت رواني است . مدرسه سالم مدرسه اي است كه با برنامه ريزي درست دانش آموزان را در مسير كارهاي موفقيت آميز و بكارگيري توانائي هاي              خود اعتماد به خود ايجاد كند و در آنها احساس كفايت در حل مشكلات تحصيلي و زندگي بوجود آورد .               ( گنجي ،1373)

مسئوليت پذير بودن :   مدرسه جاي اجتماعي شدن است . آموزشگاه جايي است كه افراد بايد معني عضويت و مسئوليت پذيري را در ك كنند تقسيم كار و دادن مسئوليت به هر دانش آموز مطابق توان جسمي و رواني او از كارهاي اساسي مدرسه است .دادن مسئوليت و نقش به دانش آموزان از راههاي متفاوت                 امكان پذير است . عضويت دركميته انضباطي ،تعاوني ،نظافت ،بازيها ، نمايش هاو كاركردهاي گروهي و غيره نمونه هايي از مسئوليت پذيري در مدرسه است .

 خود كنترلي : يكي از عوامل بهداشت رواني خود كنترلي است يعني توانائي تفكر ، قضاوت و تصميم گيري درباره خود و كنترل رفتار خود بر پايه اعتقادات ،وجدان و ارزشهايي كه فرد به آنها پاي بند است واز درون معيارقضاوتي او براي ارزيابي و كنترل رفتارش مي شود ( مير كمالي) .سازمان آموزش كار آمدي همه             جنبه هاي آموزش و تربيت را در نظر مي گيرد ، با برنامه هاي معين سعي مي كند دانش آموزان را از نظر اعتقادي آن چنان قوي كند كه بدون كنترل خارجي قادر به تشخيص درست از نادرست باشند و بتوانند با معيارهاي درست رفتار خود را در مسير صحيح قرار دهند . دانش آموخته اي كه از روي دانش علمي به انجام بعضي از امور اعتقاد دارد و بدون يك ناظر خارجي در تنهائي و بين گروه كار درست را انجام مي دهد ، فرد سالمي است .( همان منبع )    

مديران آموزشي به عنوان رهبران جامعه و نسل جوان وظيفه اي سنگين و حساسي نسبت به انسان سازي و حفاظت از شخصيت وسلامت دانش آموزان دارند .مديران آموزشي و دستانداركاران تعليم و تربيت بايد به تامين نيازهاي نوجوانان كه در مدرسه مشغول به تحصيل مي باشند حساسيت نشان دهد . براي اين كار در درجه اول بايد ويژگي هاي آنها را بشناسند و در مرحله بعد زمينه هاي تامين آنها را فراهم كنند .مديران آموزشي براي تامين سلامت رواني دانش آموزان بايد در مدرسه محيطي حاكي از صميميت واحترام و احساس خود كارايي را بوجود آورند .تا زماني كه خود پنداري مثبت در نوجوان بوجود نيامده باشد سلامت رواني  آنها هم تامين نخواهد شد .

 در مدارس مي توان با دادن درس و تكاليف ساده كه دانش آموزان  بتوانند از عهده آنها برآيند و احساس موفقيت نمايند در سلامت رواني و ايجاد خود پنداري مثبت آنان نقش فعالي را ايفا نمود .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 19:20  توسط عادل پور عباد  |